اصناف و شهرداریها
امروزه در تمام شهرهاي دنيا، شهرداري‌ها به عنوان نهادهاي مدني، محلي، عمومي و غيرانتفاعي وظايف عمده‌اي را برعهده‌ دارند و حجم عظيمي از وظايف گذشته دولت‌ها توسط اين نهادهاي محلي انجام مي‌گيرد. شهرداري‌ها در نقاط مختلف جهان وظايف متعددي، از حفاظت محيط زيست و ميراث فرهنگي و انجام امور زيربنايي گرفته تا آموزش و پرورش، تنظيم محدوده اداري، تجاري، مسكوني و كنترل و نظارت بر واحدهاي صنفي و تجاري را برعهده دارند.
واگذاري مسؤوليت نظارت و كنترل واحدهاي صنفي به شهرداري‌ها و انجام وظيفه مهم اداره و توسعه شهر توسط آن‌ها موجب شكل‌گيري يك مديريت واحد در امور صنفي و تجاري در شهرها مي گردد و در اين شرايط نه تنها خدمات ارايه شده توسط واحدهاي صنفي از كيفيت مطلوب‌تري برخوردار خواهد شد، بلكه ساماندهي و هدايت آن‌ها نيز به مراتب آسان‌تر خواهد بود.
موضوع مورد بحث در اين گزارش بررسي اجمالي و مختصر واگذاري امور اجرايي، كنترل و نظارت واحدهاي صنفي (به جزء سياست‌گذاري كلان نظام صنفي كشور) و ضرورت محول كردن امر ساماندهي و نظارت بخش تجاري به شهرداري‌ها با توجه به تجربه ساير كشورها مي‌باشد.
از تفاوت‌هاي اساسي وضعيت اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ايران با ساير كشورها به خصوص كشورهاي توسعه يافته، شكل، شيوه و ساختار توزيع كالاست. بدين‌ترتيب كه واحدهاي صنفي در ايران به صورت سنتي در تعداد بسيار زياد، در متراژهاي كوچك و عدم رعايت اصول شهرسازي و پيش‌نيازهاي رفاهي مصرف‌كنندگان نظير داشتن پاركينگ مناسب، ايجاد و گسترش يافته‌اند. همچنين نظام توزيع كالا در ايران به دلايل مختلف جهت استفاده از روش‌ها و ابزارهاي نوين تجاري شكل نگرفته است و با توجه به عدم رعايت اصول شهرسازي در ساخت و ساز اين‌گونه واحدها عموماً مشاهده مي‌گردد واحدهاي صنفي در حاشيه خيابان‌ها و بدون داشتن امكانات مطلوب نگهداري كالا و خدمات قابل ارايه به مصرف‌كنندگان، باعث ايجاد هزينه‌هاي جنبي فراوان براي مصرف‌كنندگان گرديده‌اند.
طي سال‌هاي گذشته شهرداري‌ها، براي افزايش درآمد اقدام به دريافت عوارض تبديل كاربري و احداث مجتمع‌هاي بزرگ تجاري نموده‌اند، كه نتيجه آن گسترش و توسعه بي‌رويه و بيش از حد مجتمع‌هاي تجاري بوده است و گسترش بي‌رويه مجتمع‌هاي تجاري موجب افزايش هزينه‌هاي دلالي و بالا رفتن قيمت كالاها شده است. در اين بين تعداد زيادي واحد صنفي نيز به اين مجموعه‌ها اضافه گرديده كه در اغلب موارد، ايجاد و گسترش اين واحدهاي صنفي موجب ايجاد نارسايي‌هايي براي صنوف فعال در آن مناطق گرديده است.
گستردگي وظايف شهرداري ها هم در كشورهايي كه از شيوه حكومتي فدرال تبعيت مي‌كنند و هم
در كشورهاي تك ساختي به چشم مي‌خورد. در مجموع تقسيم وظايف ميان دولت و شهرداري ها، تابع قراردادهاي پذيرفته شده‌اي است كه در اين كشورها اعمال مي‌شود و تقسيم وظايف امري قراردادي است. گستردگي وظايف شهرداري‌ها در كشورهاي توسعه يافته علاوه بر قراردادهاي پذيرفته شده در آن‌ها ناشي از نگرشي نويني است كه به شهرداري‌ها به عنوان سازمان‌هاي مسؤول مديريت شهري وجود دارد.
در اين راستا يكي از صدها وظايفي كه در كشورهاي توسعه يافته برعهده شهرداري‌ها است، فراهم كردن بسترهاي لازم به منظور توسعه و بهبود شرايط اقتصادي و تجاري شهرها براي حركت به سمت توسعه پايدار مي‌باشد. به عبارت ديگر علاوه بر وظايفي مثل ارايه خدمات شهري و خدمات فرهنگي، تأمين خدمات آموزشي، و .... دخالت در حوزه اقتصاد شهري نيز از وظايف عمده و اساسي شهرداري‌هاست. ايفاي وظيفه در اقتصاد شهري توسط شهرداري‌ها عبارت است از تدارك فرصت‌هاي اشتغال، جذب سرمايه‌گذاري اقتصادي، برنامه‌ريزي، ساماندهي و نظارت بر فعاليت واحدهاي صنفي در جهت رفاه شهروندان و تهيه و تنظيم برنامه‌هاي اقتصادي منطقه اي و نظارت بر عملكرد آن‌ها.
همچنين در كشورهاي توسعه يافته از آن‌جا كه واحدهاي صنفي خرده‌فروشي و زنجيره‌اي (نظام توزيع كالا و خدمات) در زيرمجموعه سياست‌گذاري شهرداري‌ها قرار دارند، آنها براساس اصول شهرسازي و برنامه جامع شهر و تفكيك مناطق مسكوني، تجاري و اداري اقدام به فعاليت در اين زمينه‌ مي‌نمايند. همچنين شهرداري‌ها براي گسترش واحدهاي صنفي بزرگ و زنجيره‌اي اقدام به ارائه تسهيلات مالي و شهري مي‌نمايند، بدين‌ترتيب در جهت گسترش اين‌گونه واحدها در محل هاي مناسب اقدام به ساخت جاده، پاركينگ و ... مي‌نمايند. همچنين از توسعه واحدهاي صنفي داخل شهر كه موجب ايجاد مشكلات حمل و نقل و غيره براي مصرف‌كنندگان مي شوند، جلوگيري مي نمايند.

پيشنهاد:
وزارت بازرگاني در حال حاضر متولي تجارت داخلي و خارجي و همچنين متولي نظارت بر واحدهاي صنفي مي‌باشد. ساماندهي و نظارت بر واحدهاي صنفي، همراه با حمايت از مصرف‌كنندگان، توليدكنندگان و در نهايت توزيع‌كنندگان ازجمله اهداف و وظايف اساسي اين وزارت‌خانه مي‌باشد. متأسفانه در حال حاضر علي‌رغم فعاليت‌هاي گسترده وزارت بازرگاني، وضعيت نظام توزيع كالا و خدمات با مشكلات متعددي روبرو است به نحوي كه نه تنها كالا و خدمات با هزينه بسيار بالايي در اختيار مصرف‌كنندگان قرار مي گيرد بلكه استانداردهاي سلامت فرآوري، نگهداري و توزيع كالا نيز رعايت نمي‌گردد. به‌طور كلي نظام توزيع كالا و خدمات در ايران نياز به بازنگري اساسي در جهت حمايت از مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان دارد.
لذا بر اين اساس پيشنهاد مي‌گردد وزارت بازرگاني براي تمركز بيشتر در حوزه سياست‌گذاري و اصلاح نظام توزيع كالا و خدمات، برخي از امور مربوط به بخش توزيع كالا و خدمات ازجمله نظارت و كنترل بر واحدها و سازمان‌هاي صنفي را به شهرداري‌ها (نظير اكثر كشورهاي جهان) واگذار نمايد. چرا كه در هر شهري با توجه به ويژگي‌هاي جغرافيايي، جمعيتي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و ... مي بايد اقدام به ساماندهي واحدهاي صنفي در جهت حمايت از مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان آن شهر صورت پذيرد. شهرداري‌ها با توجه به برنامه جامع شهرها و ساختار بازرگاني آن شهر اقدام به تقسيم‌بندي شهر به مناطق تجاري، مسكوني و اداري مي‌نمايند و براساس اين برنامه اقدام به حمايت از گسترش شيوه مورد پسند مردم آن شهر در حوزه توزيع كالا و خدمات با توجه به خصوصيات محلي آن منطقه مي‌نمايند. در اين ارتباط شهرداري‌ها اقدام به ارائه تسهيلات در زمينه سياست‌هاي مدنظر و دريافت عوارض نموده و از رشد شيوه‌هاي پرهزينه براي مصرف‌كنندگان جلوگيري مي نمايند. براين اساس واگذاري وظيفه ساماندهي، برنامه‌ريزي و نظارت بر نظام صنفي هر شهر به شهرداري و شوراي شهرها اولا،ً موجب مي‌شود كه وزارت بازرگاني بخش اعظم نيرو و پتانسيل خود را در زمينه اهداف متعالي تشكيل اين وزارت‌خانه صرف نمايد، چرا كه در حال حاضر نيروي زيادي از اين وزارت‌خانه در حوزه سازمان‌دهي نظام صنفي و بخش توزيع كالا و خدمات صرف مي‌شود. ثانياً با واگذاري اين امر به شهرداري‌هاي شهرهاي مختلف كشور، آنان عملاً در يك فضاي رقابتي براي بهبود وضعيت توزيع كالا و خدمات در شهر مورد نظرشان و جلب سرمايه بيشتر براي اين منظور، اقدام به فعاليت مي نمايند و با توجه به امكانات، سرمايه، نيروي انساني و شناخت از پتانسيل‌هاي مالي، انساني و فيزيكي شهر، اقدام به برنامه‌ريزي در اين زمينه براي بهبود وضعيت شهر نسبت به ساير شهرها و نظارت بر بازار مي نمايند. مردم نيز در اين وضعيت براي انتخاب كانديداهاي شوراي شهرها و به‌طور غيرمستقيم شهرداري‌ها به كساني رأي مي دهند كه در زمينه بهبود توزيع كالا و خدمات فعاليت بهتر و بيشتري انجام دهند.
همچنين قابل ذكر است توزيع كالا و ارائه خدمات در كمترين زمان و هزينه، همراه با رعايت اصول سلامت نگهداري، فرآوري و توزيع كالاها ازجمله مهمترين دغدغه‌هاي دولت و مردم مي باشد و اهميت بسياري در توسعه سلامت و كاهش هزينه هاي بهداشتي و پزشكي مردم در شهرها دارد. در اين ارتباط كاركرد اصولي بخش توزيع در زمينه حمايت از مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان نيز از اهميت بسياري برخوردار مي‌باشد كه مي بايد با اصلاح وضعيت فعلي در جهت رفع اين مشكل، اقدامات اساسي صورت پذيرد. در اين راستا واگذاري امور ساماندهي، برنامه‌ريزي و نظارت بر توزيع كالا و خدمات توسط شهرداري‌ها امري لازم و ضروري به نظر مي‌رسد.
شايان ذكر است با توجه به تنوع وضعيت جغرافيايي و آب و هوايي مناطق كشور، حداقل امكانات و زيرساخت‌هاي موردنياز براي فعاليت در زمينه توزيع كالا و ارائه خدمات بايد در شهرهاي مختلف متفاوت باشد. چرا كه در مناطق گرمسير نياز به سردخانه و يخچال‌هاي مناسب و در مناطق سردسير نياز به ديگر زيرساخت‌هاي مرتبط مي‌باشد. همچنين نظارت بر بازار كالا و خدمات مي‌بايد با توجه به وضعيت فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شهرها متفاوت باشد. در گذشته شهرداري‌ها تنها احداث‌كننده زيرساخت‌ها بودند، اما اكنون در كشورهاي پيشرفته مديريت زيرساخت‌هاي شهري نيز برعهده شهرداري‌ها است. اين‌گونه موارد نيز نشان دهنده اهميت بالاي واگذاري اين مسؤوليت از وزارت بازرگاني به شهرداري‌ها مي‌باشد.
وضعيت غذا در جهان، نيروهاي محرك و اقدامات مورد نياز(گزارش ششم)
پيش‌بيني تغييرات قيمت موادغذايي در آينده

تغييرات قيمت موادغذايي در سالهاي آتي به چه صورت خواهد بود؟ اين موضوع از جمله سوالات اساسي دولت‌مردان، سياست‌گذاران، سرمايه‌گذاران، سفته بازها، كشاورزان و ميليون‌ها نفر در جهان مي‌باشد. اگرچه مطالعه جامعي براي پاسخگويي به اين سوال لازم است و بايد عدم حتميتهاي ايجاد شده به‌وسيله عرضه، تقاضا، بازار و سياست‌ها در آن مورد بررسي قرار گيرند، اما پيش‌بيني واحد اطلاعات اقتصادي،[1] افزايش 11 درصد در قيمت غلات و5 درصد در قيمت دانه‌هاي روغني را در دو سال آينده پيش‌بيني كرده است[2]. مطالعه( OECDوFAO ) ارقام بيشتري را پيش‌بيني مي‌كنند و بر اساس آن قيمت‌ غلات دامي،گندم و دانه‌هاي روغني به ترتيب 34، 20 و 13 درصد افزايش خواهد يافت.
يكي ديگر از مطالعاتي كه اثر افزايش قيمت‌ها را در بين سالهاي 2005-2000 و به‌علاوه توسعه سوختهاي گياهي بررسي كرده است مدلIMPACT موسسه بين المللي تحقيقات غذايي است. بر اساس اين مطالعه بخشي از عدم توازن در معادلات غذاي جهاني مربوط به توسعه سوختهاي گياهي است و ساير شوكهاي عرضه و تقاضا در اين عدم توازن نقشي مهمي بازي مي‌كنند. همچنين در دوره 2015-2000 بيشترين افزايش در قيمت غلات بر اساس قيمتهاي جاري آمريكا در دامنه 20-10 درصد پيش‌بيني شده و با ادامه كاهش ارزش دلار آمريكا، ممكن است افزايش بيشتري بر اساس قيمت دلار آمريكا صورت گيرد. نتايج نشان مي‌دهند زماني كه تقاضا به دليل افزايش رشد درآمد در كشورهاي در حال توسعه در حال افزايش مي‌باشد، تغييرات طرف عرضه (شامل خشكسالي، كمبود و تغيير سطح زيركشت كالاهاي اساسي به نهاده‌هاي توليد سوختهاي گياهي) نيروي موثر بزرگي در افزايش قيمت‌ها است. بر اساس اين سناريو ادامه رشد بالاي درآمد (اما عدم شوك عرضه) باعث خواهد شد تا قيمت‌هاي موادغذايي در سطح بالايي باقي بماند.

چه كساني از افزايش قيمت مواد غذايي سود برده و چه كساني زيان مي‌بينند؟

افزايش قيمت غلات اثر يكساني در بين كشورها و گروه‌هاي جمعيتي ندارد و بر اساس مطالعات انجام شده نرخ مبادله صادركنندگان خالص غلات در آينده بهبود خواهد يافت. در حالي كه واردكنندگان خالص با افزايش هزينه‌ها براي جبران افزايش تقاضاي داخلي مواجه خواهند بود. تعداد واردكنندگان خالص غلات در جهان چهار برابر صادركنندگان آن مي‌باشد. حتي اگر چين بزرگترين توليدكننده غلات در جهان باشد به علت مصرف بالاي داخلي، واردكننده خالص اين محصول نيز هست. در مقابل هند كه يكي از توليدكنندگان بزرگ غلات است به عنوان يك صادركننده خالص محسوب مي‌گردد. همچنين همه كشورهاي آفريقايي واردكننده خالص غلات مي‌باشند.
افزايش قيمت همچنين امكان ادامه و افزايش كمكهاي غذايي را نيز تحت تاثير قرارداده است. كمكهاي غذايي جهان كمتر از 4/0 درصد كل توليد مواد غذايي در جهان است. جريان ارائه كمكهاي غذايي در سال 2006 به كمترين ميزان خود از سال 1973 رسيد. ميزان كمكهاي غذايي در اين سال، 40 درصد كمتر از سال 2000 بوده است.[3] در سطح خرد، ميزان انتفاع يا ضرر خانوارها از افزايش قيمتهاي مواد غذايي به اين بستگي دارد كه اين خانوارها فروشنده (توليدكننده) اين گونه مواد مي‌باشند يا خريدار آن. از آنجا كه مواد غذايي سهم بالايي از هزينه‌هاي خانوارهاي فقير را تشكيل مي‌دهد، افزايش قيمت اين كالاها موجب كاهش كمي و كيفي مصرف غذا خواهد شد. بررسي تاثير افزايش قيمت موادغذايي بر خانوارهاي فقير نشان مي‌دهد كه تعداد خريداران فقير مواد غذايي در بوليوي، اتيوپي، بنگلادش و زامبيا در مقايسه با اقشار فقير توليد‌كننده و فروشنده موادغذايي در اين كشورها بيشتر مي‌باشد، در نتيجه در مجموع اقشار فقير به‌دليل افزايش قيمت مواد غذايي بيشتر ضرر كرده‌اند.
در مجموع از منظر تغيير درآمد توليد كنندگان كشاورز فقير، به‌دليل افزايش قيمت مواد غذايي شواهدي دال بر اين كه افزايش قيمت‌ها، موجب انتفاع اين خانوارها باشد، وجود ندارد.

نتيجه‌گيري
1- رشد بالاي اقتصادي در برخي كشورهاي در حال توسعه ، از جمله دلايل اصلي در تغيير تقاضاي موادغذايي و گرايش به محصولات كشاورزي با ارزش افزوده بالا و محصولات فرآوري شده ‌ در جهان مي‌باشد.
2- رشد اندك عرضه، كاهش موجودي و ذخاير انبارها، شوكهاي عرضه در زمان افزايش تقاضا براي خوراك دام، غذا و سوخت منجر به افزايش شديد در قيمت مواد غذايي شده و اين قيمتها به زودي پايين نخواهند آمد.
3- سوق يابي توليد سوختهاي گياهي به تغيير معادله غذاي جهاني كمك كرده و اكنون اثر منفي بر فقر از طريق افزايش سطوح قيمت‌ها داشته است.
4- بخش كمي از افزايش شديد قيمت محصولات اساسي كشاورزي نصيب كشاورزان، توليدكنندگان و فرآوري‌كنندگان اين مواد شده است و خرده فروشان و توزيع‌كنندگان سود بيشتري از اين وضعيت كسب نموده‌اند.
5- افزايش قيمت مواد غذايي در بازارهاي جهاني موجب افزايش هزينه‌ بيشتري براي خانوارهاي فقير خريدار مواد غذايي نسبت به توليد‌كنندگان و فروشندگان فقير اين كالاها در برخي از كشورهاي در حال توسعه شده است.

پيشنهادات
1- كشورهاي توسعه يافته بايد در واكنش به افزايش قيمتها با حذف موانع تجاري و برنامه‌هايي كه افزايش توليد محصولات كشاورزي را كنار مي‌گذارد، موجب تسهيل در افزايش توليد و تجارت اين محصول گردند.
2- كشورهاي در حال توسعه بايد به سرعت سرمايه‌گذاري را در زيرساختهاي روستايي و نهادهاي بازار به منظور كاهش محدوديتهاي دسترسي به نهاده‌هاي كشاورزي افزايش دهند.
3- سرمايه‌گذاري در دانش و تكنولوژي از طريق مشاوران و متخصصان خبره و همچنين سيستم‌هاي تحقيقات ملي بايد نقشي محوري در زمينه افزايش توليد جهاني در واكنش به افزايش قيمتها داشته‌باشند.
4- به دليل كاهش دسترسي خانوارهاي فقير و همچنين كاهش فرصت‌هاي ايجاد درآمد جديد، ايجاد و گسترش برنامه‌هاي حمايتي از اقشار آسيب‌پذير از اهميت و ضرورت بالايي برخوردار مي‌باشد.

منابع و ماخذ:

1- von braun joachim, , The world food situation, new driving forces and required actions, International Food Policy Research Institute, 2007

World food Programme 2007, food aid flows 2006.International food aid information system.- 2

EIU,2007, World Cmmodity forecasts: food feedstuffs and beverages.Main report.4th quarter 2007.- 3

4- Henniges , Economics of bioethanol production2005.

5 -Earth Policy Institute 2007, US corn production and use for fuel ethanol and for export, 1980-2006.
[1] - The Economic Intelligence Unit
[2] - EIU 2007
[3] -WFP 2007